رهایی از افکار وسواسی (بخش سوم)

رهایی از افکار وسواسی (بخش سوم)

رفتار درمانی شناختی چه گرهی ازمشکلات شما باز می کنند؟

آماج اصلی رفتار درمانی شناختی دو مولفه هست.

۱- معنایی که به افکار وسواسی می دهید(ارزیابی شناختی از افکار)

۲- واکنشی که در قبال این افکار بروز می دهید.( مثل اجتنابها، اجبارها، خنثی سازها، یا راهبردهای کنترل فکر)

به محض اینکه کتوجه شوید ممکن است معنایی که شما به افکار داده اید، معنای واقعی نباشد، شدت پاسخ های هیجانی شما در قبال وسواس کم می شود و نیاز به اجبارها، خنثی سازها،اجتناب یا کنترل فکر کاهش می یابد. به عنوان مثال اگر متوجه شدید که داشتن افکار خشونت آمیز به معنای جنایتکار بودن شما نیست، ترس شما از این افکار کم می شود.اگر به این نکته پی ببرید که انجام ندادن رفتار اجباری، ناراحتی شما را کاهش می دهد ، دست زدن به اجبارها معنای خودش را از دست می دهند.

مولفه رفتاری درمان

مولفه مهم رفتار درمانی شناختی برای وسواس ها و اجبارها، (رویارویی همراه با جلوگیری از پاسخ )است.چنین روشی مستلزم این است که با وسواس ها روبه رو شویددر عین حال درگیر اجباره خنثی سازی و اجتناب و راهبردهای کنترل فکر نشوید. مولفه قدرتمند درمان اختلال وسواسی-اجباری ، رویارویی همراه با جلو گیری از پاسخ است.

وقتی وسواس ها را تجربه می مکنید، دچار احساس های ناخوشایند می شوید.زمانی که دست به اجبارها یا خنثی سازها یا اجتناب از موقعیت می زنید، احساس بهتری پیدا می کنید.این کار به تدریج موجب این احساس کلی می شود که به خاطر اجبارها به آرامش دست پیدا کرده اید. اما گریز از روبرو شدن با وسواس ها ، پیامد های منفی به دنبال دارد.

اولا پژوهش ها نشان دادند تلاش برای فرار از یک فکر ، حساسیت شما را به نشانه های آن فکر بیشتر می کند و شکست در کنترل فکر، شما را بیشتر آشفته می کند. ثانیا شما هیچ گاه نمی توانید به این نکته پی ببرید که بدون انجام اجبارها یا خنثی سازها، احساس های ناخوشایندتان محو خواهند شد.

پژوهش های گسترده چهار دهه اخیر نشان داده اند که احساس های ناخوشایند مربوط به وسواس ها به خودی خود از بین می روند و نیازی به اجبارها نیست. در واقع تقریبا تمام هیجانها پس از مدتی به خودی خود از بین می روند. حتی هیجانهای مثبت. تصور کنید در زندگی شما اتفاق خوشایندی رخ داده است و خوشحال هستید.( مثلا پیشنهاد ازدواج شما قبول شده است یا در آزمون مهمی قبول شده اید) ایا یک ساعت بعد از این اتفاقات مثل سه دقیقه اول بعد از شنیدن این موفقیتها، خوشحال هستید؟! ثالثا وقتی شما در قبال وسواس های خود دست به دامان اجبارها و اجتناب ها و کنترل فکر می شوید هیچ گاه فرصت پیدا نمی کنید که یاد بگیرید وسواس ها به اندازه ای که شما فکر می کنید خطرناک نیستند.علاوه بر این با این کار هیچ گاه مفروضه های منفی خودتان درباره معنای وسواس ها را به بوته آزمایش نمی گذارید.

مینا از عنکبوت می ترسید درست مثل افراد مبتلا  به اختلال وسواسی-اجباری که از وسواس هایشان می ترسند.فرض کنید که مینا ناگهان متوجه شود در اتاقی پر از عنکبوت گیر کرده است و هیچ راه فراری ندارد.احتمالا ناراحتی مینا در آن لحظه غیر قابل تصور است.اما به راستی ناراحتی مینا در صورت ماندن در اتاق فرق می کند؟ به عبارتی، اضطراب مینا یک ساعت یا دو ساعت بعد از ورود به اتاق به میزان دقایق اول خواهد بود؟ اگر مینا در اتاق بماند و اضطراب را تحمل کند ، فرصت می یابد نکات جدیدی در باره عنکبوت ها یاد بگیرد که قبلا به آنها فکر نکرده است. زیرا به محض دیدن عنکبوت ، فرار را بر قرار ترجیح می داده است. اگر مینا در اتاق بماند این شانس را پیدا می کند که متوجه شود عنکبوتها از اشیاء بزرگ متحرک ( مثل خود او) فرار می کنند و از پاهای وی بالا نمی روند.در نهایت مینا متوجه می شود که هرچند ماندن در کنار عنکبوتها خوشایند نیست اما آنقدر هم که فکر می کرده خطرناک نیست. اما اگر مینا هرگاه به محض دیدن عنکبوت ها فرار کند، فرصت طلایی یادگیری جدید را از دست داده است. داستان وسواس های شما دقیقا مثل سرگذشت مینا است. *هرچه بیشتر از وسواس های خود فرار کنید، کمتر آنها را می شناسید*.

 

ادامه دارد……

 

 


!همین الان وقت مشاوره بگیرید

با ما در ارتباط باشید

آدرس : تبریز، چهارراه آبرسان، برج سفید دو (SMP)، طبقه 5، واحد D5

تلفن : 33354348 - 041

همراه : 09148776881

کانال تلگرام : @daneshtabriz

ایمیل : info@daneshtabriz.ir

ما را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید