والد کاهنده
والد کاهنده از لحاظ احساسی عاطفی و نیز فیزیکی غیر قابل دسترس بوده و نیازهای کودک را برآورده نمیساخته است. هنگامی که کودک به او رجوع میکرده او را پس میزده یا اصولاً واکنشی به او نشان نمیداده و نسبت به او بیتفاوت بوده است.
گاهی اوقات والد کاری میکرده که کودک خجالت بکشد و به گونهای به کودک پاسخ میداده که احساس گناه یا بیلیاقتی و بیکفایتی کند. این والد در ضمن هیچ گونه راهنمایی یا آموزشی در راستای چگونگی برقراری ارتباط با دوستان یا جنس مخالف را در اختیار کودک قرار نمیدهد.
این قبیل واکنشهای والد چنان برای کودک دردناک اند که کودک در نهایت به ناچار عقب نشینی کرده،انرژی خود را خاموش نموده و احساس عجز و افسردگی کرده چه بسا بعضی اوقات احساس بیارزش بودن و تنهایی نیز میکند.
کودک میآموزد که دیگر خواستهای نداشته باشد و بعدها به منظور احساس امنیت نیازهایش را ابراز نکند. با از دست دادن ارتباط با نیازهایش نسبت به نیازهای دیگران نیز غیر حساس شده و بدین ترتیب از والدی که منبع و منشأ اولیه بزرگترین درد و رنج او در زندگی بوده، کپی برداری نموده و نهایتاً در بزرگسالی درست به مانند والدش خود نیز والدی کاهنده میگردد.
والد کاهنده که عموماً غرق خود و نیازهای خودش در زندگی است؛ برای فرزندان خود وقت چندانی ندارد. او سرد و بیتفاوت است و نمیتواند با دیگران از جمله فرزندان خود همدلی نماید.
احساسات خودش را هرچه که باشند پیش خودش نگه میدارد. از آنجا که هرگونه تماسی را با احساسات خودش از دست داده در مواجهه با نیازهای فرزندش نیز کم طاقت و بیصبر است. او افکار و تجربیات خودش را با فرزندانش در میان نمیگذارد. راجع به افکار و احساسات آنان نیز چیزی نمیپرسد.
او یک تنهای تنهایی طلب است که هیچ چیز خود را با فرزندانش سهیم نمیشود و حد و حدودی سخت نفوذ ناپذیر دارند.
از آنجا که در کودکی از هیچ گونه حمایتی برخوردار نبوده است،فقط از خودش خط میگیرد و به فرزندانش نیز هرگز خط نمیدهد. وقتی سرش شلوغ میباشد ممکن است واکنشهای آنی و سریع داشته باشد، تنبیه کند یا فرمان صادر نماید، و وقتی کنترل را به دست گرفت مجدد به لاک خودش برمیگردد. بی توجه به نیازهای فرزندانش آنها را به دیگران میسپارد. نقش عمدهای در خوبی، رفاه و آینده فرزندان به عهده نمیگیرد.
تنها مواقعی درگیر فرزندانش میشود که معمولاً آنان را به رقابت وا میدارد یا راجع به عقلانیت روشنفکری یا مفاهیم انتزاعی با آنان صحبت میکند.
سر میز شام ساکت است و فقط خود را با این چیز خسته میکند که ادب یا نظم را برقرار سازد. نمیداند چگونه احساساتش را با دیگران در میان بگذارد و صمیمی شود. فرزندانش به او احساس نزدیکی نمیکنند . از او میترسند و از همان ابتدا یاد میگیرند که اذیتش نکنند. فرزندان والد کاهنده در یک تنهایی عاطفی و احساسی بزرگ میشوند.
دکتر صالح قلیپور
منبع. هارویل هندریکس
مرکز مشاوره دانش
۰۴۱۳۳۳۵۴۳۴۸