علت اصلی بی وفایی زوجین
بیوفایی معمولاً با یک دوستی ساده با جنس مخالف شروع میشود. شخصی که به عنوان دوست انتخاب میشود ممکن است هر کسی باشد، یک همکار یا فردی از خانواده همسر، همسایه و یا هر شخص دیگری.
همه بیوفاییها با دوستی شروع میشود. شما مشکلاتتان را با شخصی مطرح میکنید و آن فرد نیز از مشکلاتش با شما سخن میگوید، و این فرد را در بیشتر مواقع میبینید. هر روز در محل کار یا در جلسات گوناگون کاری یا دوستان. گاهی هم، موقعیت کاری شما را در کنار یکدیگر قرار میدهد.
با عمیقتر شدن رابطه دوستی شما دوجانبه به حمایت و تشویق یکدیگر روی میآورید، به خصوص با توجه به نیازهای ارضا نشدهتان.
بیشتر افراد وقتی با مشکلات زندگی درگیر میشوند به شدت احساس سرخوردگی و تنهایی میکنند. و وقتی با شخصی روبرو میشوند که حامی آنهاست همانند یک آهنربای قوی به او جذب میشوند. به هر حال دیر یا زود خودتان را در شرایط بسیار صمیمانه با آن فرد مییابید.
در ظاهر به نظر میرسد که این فقط یک حادثه بوده و به هیچ وجه نیتی نداشتهاید. اغلب مواقع ارتباط دوستانه که به یک ارتباط عاشقانه منتهی میشود بر اساس جذابیتهای جسمانی فرد نیست.
زنی امکان دارد به زن دیگری که شوهرش با او رابطه داشته بنگرد و بگوید( او چگونه توانسته عاشق چنین زنی شود)؟ این موضوع خیلی ساده است. در واقع به دلیل کشش عاطفی و احساسی. حالا مهم نیست که اگر شخص سوم چاق و یا زشت باشد.. موضوع دارای اهمیت این است که او توانسته یکی از خواستههای ارضا نشده فرد را به خوبی برطرف کند.
در چنین رابطهای شخص سوم فقط توانسته است نیازهای فرد مقابل را برطرف نماید. مرد اغوا شده نیز اشتیاق متقابل نشان میدهد. اشتیاق و توجهی که پیش از این هیچگاه در آن تجربه نداشته است.
زمانی که درگیر بیوفایی میشوید شما و فرد مورد نظرتان کشش بسیار زیادی به برآورده کردن خواستههای یکدیگر نشان میدهید. این گرایش باعث ایجاد عشق متقابل و برخی اوقات ارتباط جنسی هیجان انگیز میگردد. این شور و هیجان دو طرفه علاوه بر اینکه باعث خوشحالی هر دو طرف میشود، رابطه شما را به یکی از ارتباطات صمیمانه و ارضا کننده تبدیل میکند که تا اکنون همانند آن را تجربه نکرده بودید.
با بیشتر شدن شدت توجه و هیجان متقابل در مییابید در دامی که خودتان پهن کردید گرفتار شدهاید. تمام قدرت تفکر و تعقل منطقییتان را از خود سلب کردید و به ارتباطی که بر اساس توهم ایجاد شده نه واقعیت، اعتیاد پیدا میکنید.
چندین فاکتور در اینکه چنین رابطهای عاشقانه و پرسوز گداز شود تاثیرگذار است:
۱ به نظر میرسد شما و محبوبتان باعث میشوید تا هر کدامتان به بهترین وجه ممکن رفتار کند.
۲ از سر اشتباهات یکدیگر به راحتی میگذرید.
۳ رابطه نزدیک و خوبی با یکدیگر دارید و مطمئن میشوید که هیچ فرد دیگری نمیتواند به شما چنین لذتی دهد.
آن چیزی که به راستی باعث ارضای جنسی در شما میگردد شریک جدیدتان نیست، بلکه خیال پردازیها و توهمات شماست. زمانی که شما و محبوبتان با هم برنامهریزی میکنید که کجا و کی یکدیگر را برای ارتباط پنهانی ببینید، به صورت موقت واقعیتهای زندگی را به فراموشی میسپارید.
به این صورت ممکن است ارتباط شما مدتی ادامه پیدا کند و هرچه زمان آن طولانیتر شود شکستن این پیوند سختتر خواهد بود.
همانگونه که مبحث بیوفایی و چگونگی شروع آن را در مورد بحث قرار دادیم امکان دارد با به کارگیری ضمیر دوم شخص، شما را رنجیده خاطر کرده باشیم، اما من برای این کار دلیل خاصی داشتم. اگرچه اکثر مردم احتمال درگیر شدن در دام بیوفایی را به شدت انکار میکنند. اما حقیقت این است که اگر خواستههای اولیهمان برآورده نشود تحت شرایط درست یا نادرست همه ما ممکن است یکی از قربانیان آن باشیم.
برای اینکه در دام بیوفایی گرفتار شویم لازم نیست ویژگی متفاوتی داشته باشیم. برعکس گاهی مردان و زنان بسیار راحت درگیر چنین روابطی میشوند.
وقتی خواستههای اولیه شما بی پاسخ میماند به فکر فرو میروید و با خودتان میگویید، این شرایط صحیح و منصفانه نیست. سپس شروع میکنید جستجو کردن فردی که برای او درد دل کنید و با خودتان میاندیشید که اگر تنها کسی را برای صحبت کردن داشتم چقدر خوب بود.
و همین ممکن است قدم کوچکی برای دست یافتن به حمایت خارج از زندگی زناشوییتان باشد.
شما مجبور به یافتن چنین فردی نیستید. بلکه او خودش به طریقی پیدا میشود و شما با خودتان میگویید آیا این عالی نیست که ما میتوانیم فقط حرف بزنیم و مشکلاتمان را با هم مطرح کنیم؟!
در برخی موارد این جریان شاید فقط چند ماه به طول بیانجامد. در مواردی هم چند سالی طول میکشد. این خطر ممکن است زندگی هر زوجی را تهدید کند حتی زوجهایی که سالها از عمر زندگی مشترکشان سپری شده است.
مراجعانی داشتم که این اتفاق بعد از گذشت ۲۵ سال از ازدواجشان رخ داده و متاسفانه به نظر میرسد که تعهدات اخلاقی و مذهبی دراین حیطه به طور کلی تاثیر خود را از دست میدهد.
هنگام انجام خدمات مشاوره در محل کارم اغلب با دیدن اشخاصی که با وجود باورهای مذهبی قوی و تعهدات اخلاقی باز هم درگیر روابط خارج از چهارچوب خانواده شدند احساس ترس میکردم.
زیرا من خود فردی مذهبی هستم و در آغاز قبول این موضوع به شدت برایم سخت و سنگین بود اما وقتی تجربه کاریم روز به روز افزایش پیدا کرد و با مراجعان بیشتری به مشاوره پرداختم به قدرت و نیروی فوق العاده ی نیازهای عاطفی انسان پی بردند و فهمیدم نیروی این نیازها به حدی زیاد است که گاهی به سادگی باورها و ارزشهای شخصی را تحت تاثیر قرار میدهد.
بنابراین اولین قدم برای شروع درک و اولویت بندی نیازها و کارایی آن در رابطه است .
این مطلب ادامه دارد
مرکز مشاوره دانش
دکتر صالح قلیپور
منبع کتاب نیازهای مردان، نیازهای زنان: دکتر ویلارد هارلی. ترجمه لیلا ماندگار