رشد و افزایش عزت نفس (پارت ۲ منتقد درون آسیب رسان)
منتقد آسیب رسان واژهای است که اولین بار توسط یوجین ساگن برای توصیف صدای درونی منفی که به فرد حمله میکند و درباره او قضاوت میکند به کار رفت. هر فرد یک صدای درونی منتقد دارد ولی در افرادی که عزت نفس پایینی دارند این صدا بلندتر و خطرناکتر است.
منتقد درون شما را به خاطر اشتباههایتان سرزنش میکند، منتقد شما را با دیگران مقایسه میکند، تا نشان دهد شما چندان خوب نیستید. منتقد معیارهای غیر ممکن را برای کامل بودن تعیین میکند و سپس با کوچکترین اشتباه شما را به باد سرزنش میگیرد .
منتقد حساب همه شکستههای شما را دارد ولی هرگز نکات قوت یا موفقیتهای شما را به یادتان نمیآورد. متقد نوشتهای دارد که توضیح میدهد شما چگونه باید زندگی کنید و اگر نیازهای شما باعث نقض قوانین او شود فریاد میزند که شما بد و خطاکار هستید .
منتقد به شما میگوید که باید بهترین باشید و اگر نباشید به هیچ نمیارزید. او به شما ناسزا میگوید. به شما میقبولاند که همه اینها درست است.
منتقد فکر دوستان شما را میخواند و شما را متقاعد میکند که آنها حوصله شما را ندارند، مجذوب شما نشدهاند، از شما ناامیدند، یا از شما بدشان میآید.
منتقد با تاکید روی اینکه شما همیشه حرفهای غیر منطقی میزنید یا همیشه رابطههایتان را خراب میکنید یا هیچ وقت کارها را به موقع تمام نمیکنید، نقطه ضعفهای شما را بزرگ جلوه میدهد.
منتقد آسیب رسان در هر روز زندگی شما مشغول تخریب احساس ارزشمندی شماست. این صدا کاملاً با افکار شما در هم تنیده شده است، به طوری که هرگز به اثر مخرب آن توجه نمیکنید.
حملههای شما به خود همیشه معقول و موجه به نظر میرسند. این صدای درونی بیوقفه و قضاوت کننده به نظر طبیعی میرسد و جز آشنایی از وجود شماست.
در واقع منتقد با هر حمله، هرگونه احساسات خوبی را که فرد درباره خود دارد، تضعیف میکند و از بین میبرد.
صدای منتقد میتواند مردانه باشد یا زنانه، صدای منتقد شما میتواند مثل صدای مادر یا پدرتان و یا صدای خودتان باشد.
اولین و مهمترین نکته درباره منتقد این است که هر قدر هم که حملههای او اشتباه و ناشی از تحریف افکار باشد، تقریباً همیشه آنها را باور میکنیم.
قضاوت کردن درباره خود طبیعی به نظر میرسد زیرا شما کاملاً میدانید که چه احساسی دارید و چه کار میکنید. اما حملات منتقد بخشی از فرایند طبیعی توجه به آنچه احساس میکنید یا انجام میدهید نیستند.
برای مثال وقتی احساس خود در اولین قرار ملاقات با فرد مورد علاقهتان را بررسی میکنید، منتقد با تمام نیرو فریاد میکشد که بچگانه رفتار کردید، بلد نبودید حرف بزنید، عصبی بودید، حوصله طرف را سر بردید و او هرگز نخواهد خواست دوباره شما را ببیند. منتقد با این کار مانع از این میشود که واکنشهای طبیعی و معقول خود در آن موقعیت را به خاطر بیاورید. منتقد عزت نفس شما را میگیرد.
منتقد پرحرف با صدای بلند خود بسیار زهراگین است. زهر او برای سلامت روانی شما از تقریباً هر آسیب یا فقدانی بیشتر است. چرا که سوگ و درد با گذشت زمان تخفیف مییابد، ولی منتقد همیشه با شما و مشغول قضاوت کردن سرزنش کردن و یافتن اشتباهات شماست.
در مقابل منتقد هیچ دفاعی نمیتواند بکنید. میگوید باز هم اشتباه کردی و شما بیاراده احساس میکنید که مشکل دارید و موجود بدی هستید. مثل کودکی که به خاطر زدن حرف شیطنت آمیز سیلی خورده است.
مسئله مهم دیگر درباره منتقد این است که او به اختصار صحبت میکند. او فقط ممکن است کلمه تنبل را فریاد بکشد، ولی این واژه کوتاه همه حافظه شما از صدها باری که پدرتان شما را تنبل خوانده و گفته که چقدر از تنبلی متنفر است را یدک میکشد.
همه خاطرات شما آنجا هستند و وقتی منتقد این کلمه را میگوید نفرت پدر از تنبلی را با تمام وجود احساس میکنید. گاهی منتقد برای تخریب احساس ارزشمندی شما از تصاویر یا عکسهایی از گذشته استفاده میکند و یک لحظه از قرار ملاقات با یک فرد مورد علاقه را که در آن دستپاچه عمل کردید، جلو چشمان شما میآورد. تصاویری از یک بار که رئیستان از شما عصبانی شده بود را به شما نشان میدهد. یا عکسهایی از یک رابطه شکست خورده یا صحنههایی از دفعاتی که نسبت به فرزندانتان پرخاشگری کردید را در مقابل شما به نمایش در میآورد.
یکی از نکات عجیب درباره منتقد این است که اغلب به نظر میرسد او بیشتر از شما کنترل ذهنتان را در دست دارد. او ناگهان شروع به فریاد زدن میکند پشت سر هم حمله میکند یا شما را در یک صحنه دردناک به دنبال خودش میکشد. او طی فرایندی به نام زنجیره کردن ممکن است شکستی را در گذشته به شما نشان دهد که باعث شود شکستهای فراوان و مرتبط دیگری را به خاطر بیاورید. هرچه سعی میکنید منتقد را متوقف کنید یک اشتباه دستپاچگی یا طرد شدگی دیگر به یادتان میآید.
هرچند به نظر میرسد منتقد برای خودش دارای اراده است ولی استقلال او در واقع توهمی بیش نیست. واقعیت این است که شما آنقدر به گوش دادن به او و باور کردن حرفهایش عادت کردید که هنوز یاد نگرفتید چگونه صدایش را قطع کنید اما با تمرین میتوانید آنچه او میگوید را تحلیل و تکذیب کنید. میتوانید قبل از اینکه او فرصت پیدا کند احساسات شما درباره ارزشمنديتان را زهرآلود کند او را متوقف کنید.
این بحث ادامه دارد ……
مرکز مشاوره دانش
دکتر صالح قلیپور
منبع : کتاب رشد و افزایش عزت نفس: نوشته دکتر ماتیو مکی و پاتریک فنینگ
ترجمه: دکتر مهرناز شهرآرای
نشر آسیم ۱۳۹۶