تعریف پرخاشگری
پرخاشگری طبق تعریف رفتار زورمندانه معطوف به هدف است که به صورت کلامی یا غیر کلامی ابراز می شود . پرخاشگری را در زمینه های مختلف رفتاری کودکان می توان ملاحظه نمود . در روابط بین فردی و چگونگی تعامل آن با والدین و دیگران ، در بازی ها در ارتباط با همسالان و… . از دیدگاه رفتار شناسی پرخاشگری عمدتا نوعی رفتار اجتماعی آموخته شده است ؛ یعنی رفتاری که مثل سایر فعالیت ها فرا گرفته شده و حفظ می شود . کودک پرخاشگری را شبیه سایر انواع رفتارهای اجتماعی از طریق تجربیات گذشته خود یا مشاهده دیگران فرا می گیرد . در ضمن به تجربه کودکان یاد می گیرند که در برابر چه اشخاصی یا چه رفتار ها و موقعیت هایی باید دست به پرخاشگری بزنند ( پرخاشگری در قبال مادر و رفتار هنجار در قبال پدر ) . از دیدگاه یاد گیری اجتماعی برای پرخاشگری ریشه های متعددی در نظر گرفته می شود که شامل تجربه گذشته فرد پرخاشگر ، یادگیری و طیف وسیعی از عوامل مربوط به محیط است . هرچند ناکامی و رنجش مستقیم فرد از عوامل مهم ایجاد پرخاشگری در تجارب فردی است ، ولی یادگیری و الگوبرداری و همانند سازی با محیط نقش بسزایی در رفتار پرخاشگرانه کودکان دارند .
والدین مهمترین الگوی یادگیری رفتارهای کودکان می باشند . بیشتر پیام هایی که کودکان از والدین خود دریافت می کنند از طریق ارتباط غیر کلامی است . آنان از طریق الگو برداری از والدین خود چگونگی برقراری ارتباط و تعامل با دیگران از جمله نحوه دستور دادن ، درخواست کردن ، مدیریت و نحوه ابراز خشم و سایر رفتارها را می آموزند . وقتی الگوی رفتاری والدین به صورت پرخاشگری کلامی همچون با صدای بلند و داد وفریاد صحبت کردن و دستور دادن و پرخاشگری غیر کلامی همچون تنبیه بدنی ، پرت کردن وسایل و مشت کوبیدن باشد ؛ کودکان نیز چنین الگوی رفتاری را برای ابراز درخواست های خود و تعامل با دیگران می آموزند.
ازجمله عوامل مهم دیگر الگو برداری رفتار کودکان به ویژه در بازی ها و ارتباط با همسالان تلویزیون می باشد . این رسانه اثر تحریک کننده کوتاه مدتی بر رفتارهای پرخاشگرانه در تمام سنین داشته ، جهانی را خصمانه تر از آنچه که هست به تصویر می کشد ، خشونت را توجیه می کند و اندیشه های پرخاشگرانه را در کودکان پرورش می دهد . مکانیسم های متعددی در بروز اثرات خشونت در رسانه ها دخیل می باشد . یادگیری مشاهده ای که در آن کودک شیوه های جدیدی برای صدمه زدن به دیگران فرا می گیرند که قبلا در آموخته های رفتاریشان نبوده است . مهارگسستگی رفتاری که زشتی انجام عمل پرخاشگرانه و امتناع از آن پس از مشاهده انجام این رفتار توسط دیگران کم رنگ می شود به ویژه انجام اعمال خشونت آمیز توسط قهرمانان و شخصیت های مورد علاقه کودکان باعث از بین رفتن بدی این رفتار می گردد . از طریق حساسیت زایی ، پاسخ دهی هیجانی تماشاگران به اعمال پرخاشگرانه و عواقب آن کم می شود و در نتیجه افراد هیچ گونه برانگیختگی هیجانی در برابر محرک ها پیدا نمی کنند . همچنین برانگیختن احساسات پرخاشگرانه و تشویق کودکان به خطر پذیری در کارتون ها و فیلم های کودکانه در رفتار آنان تاثیر می گذارد . قوی بودن تخیل کودکان و عدم وجود تفکر انتزاعی در کودکان موجب عدم پردازش صحیح اطلاعات دریافتی و قضاوت نادرست در مورد اعمال پرخاشگرانه می شود . کودکان مسایل را آن گونه که می بینند درک کرده و قادر به تعمیم آنها نیستند . شخصیت کارتونی که بعد از برخورد جسم سنگینی به سرش همچنان می دود ، شخصیتی که از ارتفاع سقوط کرده و به سلامت روی پاهای خود به زمین می رسد ، شخصیت هایی که آزار و اذیت دیگران مایه سرگرمی آنان می شود ، توسط کودکان همان گونه که مشاهده می گردند ، استنباط می شوند .
بازی های رایانه ای که بر اساس دید تجاری تهیه شده و اساس سرگرمی آنها را خشونت ، تصادف ، سرعت مرگ بار ، کشتار و اسلحه تشکیل می دهد ، پیامی جز آموزش پرخاشگری برای کودکان به همراه ندارد .
آنچه که قابل ذکر و تامل است ، چگونگی آشنایی کودکان با این گونه برنامه هاست . بدیهی است که بیشترین استفاده از این برنامه ها در محیط منزل و در حضور والدین است . والدین نقش مهمی در آشنایی و استفاده کودکان از این برنامه ها داشته ، حتی خود تهیه کننده این ابزارها هستند . میزان توجه کودکان به این وسایل و کاربرد آنها بسته به سبک فرزند پروری والدین و میزان قانون مندی آنها و آشنایی با اصول تربیتی کودکان دارد . هر چند به جهت تغییر سبک زندگی ، مانند آپارتمان نشینی ، تک فرزندی ، اشتغال مادران ، ارتباطات محدود خانوادگی و تعامل کم کودکان با همسالان ، مهمترین وسیله سرگرمی کودکان را تلویزیون و بازی های رایانه ای به خود اختصاص می دهند و والدین جهت مشغولیت بیشتر کودکان و صرف وقت کمتر با آنان کاربرد این وسایل توسط فرزندان خود را ترجیح می دهند و هیچگونه کنترلی در ساعات استفاده و نوع برنامه های آن اعمال نمی کنند .
بعد از آشنایی با رفتارهای پرخاشگرانه توصیه هایی چند در مورد چگونگی تعامل با این رفتار و پیشگیری از آن ذکر می شود.
راهكارهای مدیریتی
۱ – والدین خود باید الگوی رفتاری مناسبی جهت کودکان بوده و در روابط خود در محیط خانوادگی از پرخاشگری امتناع کنند .
۲ – بین رفتار و گفتار والدین هماهنگی وجود داشته باشد .
۳ – تعامل با کودکان بر اساس الگوهای صحیح تربیتی بوده و به دور از پرخاشگری کلامی و غیر کلامی باشد .
۴ – در صورت بروز پرخاشگری در کودکان ، والدین رفتارهای خود را مورد بازبینی قرار دهند .
۵ – به رفتار های پرخاشگرانه در صورتی که موجب آسیب خود و دیگران نشود ، هیچ گونه توجهی صورت نگیرد ( از تکنیک رفتاری بی اعتنایی استفاده گردد ) .
۶ – در موارد عدم پرخاشگری ، رفتارهای مثبت کودک مورد تشویق و توجه قرار گیرد .
۷ – آنچه که مورد توجه و تنبیه قرار گیرد رفتارهای کودک است . خود کودک همیشه مورد علاقه و دوست داشتنی است .
۸ – در پرخاشگری با آسیب به خود و دیگران و انجام رفتارهای خطرناک باید از روش محروم سازی جهت تنبیه استفاده شود .
۹ – جهت تقویت رفتارهای مثبت می توان از جدول رفتاری و امتیاز دادن بهره برد .
۱۰ – ایجاد محیطی قانونمند و با ثبات در خانه در کنترل رفتارهای پرخاشگرانه حائز اهمیت است .
۱۱ – برنامه های تلویزیونی و بازی های رایانه ای باید تحت کنترل و نظارت والدین بوده و از تهیه فیلم ها و بازی های پرخاشگرانه خودداری شود .
۱۲ – استفاده از تلویزیون و رایانه باید از نظر زمانی محدود و قانونمند بوده و در صورت اتمام زمان مورد توافق با اعلام قبلی ، قاطعانه از ادامه آن جلوگیری شود .
۱۳ – با علل و زمینه های بدرفتاری و پرخاشگری کودکان آشنا شده و سعی در رفع آنان داشته باشیم .
۱۴ – تفریحات و بازی های جایگزین و مورد علاقه کودکان را به جای تلویزیون و بازی های رایانه ای در نظر بگیریم .
۱۵ – ساعاتی از روز را با توجه به برنامه زندگی ، پدر و مادر به صرف اوقات خوش ( بازی و سرگرمی ) با فرزندان خود اختصاص دهند.