درمان اهمال کاری (بخش دوم)
اهمال کاری حالتی تغییر یافته از واقعیت می باشد. جایگاه خوشحالی ماست. به ما موقتا اجازه می دهد تا باور کنیم هیچ کاری نداریم. برای مدت کوتاهی آنچنان فهرست کارهای مان را از ذهن مان دور می کند که فکر می کنیم اصلا این فهرست وجود ندارد.
باعث می شود احساس کنیم که شایسته استراحت، آرامش و سهل گیری هستیم. باعث می شود شجاعانه تر بتوانیم منفعل بودن، رخوت، تعلل و کناره گیری خود را توجیه کنیم.
اهمال کاری یک مانع بر سر مسیر زندگی تان هست. پیشرفت تان را کند کرده و گاهی به طور کلی شما را از مسیر زندگی تان خارج می کند.
اهمال کاری یک داروی مسکن است. به شما اجازه می دهد که کمی شادی، لذت یا رهایی از استرس را تجربه کنید. شما را از کارهایی که از انجام آنها متنفرید، دور کرده و آن را با چیزهای به ظاهر بهتر جایگزین می کند. شما را از روبرو کردن با افراد سخت گیر و کارهایر سخت محافظت می کند.
به شما امکان می دهد که خبرهای بد را به تاخیر بیاندازید. در یک صبح سرد زمستانی به شما اجازه می دهد پنج دقیقه بیشتر در تخت خوابتان راحت باشید.
با این حال اهمال کاری صرفا یک سرپوش است. افکار و احساس های واقعی شما را پنهان میکند. هرچند که اهمال کاری خود را به صورت تنبلی نشان می دهد، اما خیلی بیشتر از ان است. در واقع، هرچند که اهمال کاری در ظاهر، یک تجربه ساده و آرام بخش بوده اما در زیر آن، انبوهی از احساس شرم و بیزاری از خود، نهفته است.
احساس آرامش چیزی است که در موقع اهمال کاری تظاهر به داشتن اش می کنیم، اما اهمال کاری هرچیزی هست مگر احساس آرامش. وقتی اهمال کاری می کنیم و خودمان را درحال انجام آن مشاهده می کنیم، این رفتار را به باد انتقاد می گیریم. ما از طفره رفتن از کارها احساس گناه می کنیم.
هنگامی که برای شروع کار صبر می کنیم، وحشت داریم که چه اتفاقی خواهد افتاد. به خاطر انجام این کار از خودمان متنفر می شویم و خودمان را “تنبل” ، “بی مسئولیت” ، و “بی ارزش” می خوانیم. معمولا ما طوری عمل می کنیم که با مسائلی که می خواهیم نادیده بگیریم، مواجه نشویم، اما از درون تحت فشار بوده و نگران کاری هستیم که در نهایت باید آن را انجام دهیم.
احتمالا تجربه های مشابه این را داشته اید که در مقابل تلوزیون می نشینید تا قبل از شروع تکالیف تان چند دقیقه به اخبار گوش دهید، اما آنقدر افکارتان در مورد اینکه بعدا قرار است چه کار کنید، حواس تان را پرت می کند که در نهایت گفته های مجری را متوجه نمی شوید. یا شاید چند دقیقه ای بعد از خاموش کردن زنگ ساعت، توی تخت خوابتان می مانید و در این حالت هرچند جسما استراحت می کنید ولی ذهن تان درگیر فهرست کارهایی است که در طول روز باید انجام دهید.
در این مواقع ما می دانیم که با اهمال کاری احتمالا کار را خرابتر می کنیم. این مسئله ما را مضطرب کرده و تمایا به عمل را از ما می گیرد.
علت اول اهمال کاری این است که ما می توانیم این کار را انجام دهیم. درواقع بیشتر کارها را می توان بالاخره در یک زمانی انجام داد و عواقب بدی نیز متوجه آن نیست. ما این تجربه را از زمان تحصیل داریم، به این صورت که در دقیقه آخر خودمان را برای امتحان اماده می کردیم. وقتی بزرگتر می شویم، مسئله به این صورت جلوه گر می شود که تصمیم خود را تغییر می دهیم و در نهایت آن کار را انجام نمی دهیم.
در محیط کار هم بدین صورت خود را نشان می دهد که یکی از اعضای گروه نگران می شود و مسئولیت ما را به عهده می گیرد. در خانه آن را بدین شکل انجام می دهیم که درگیر کارهای جانبی ناتمام می شویم و یا فرض می کنیم که بالاخره فرد دیگری آن کار را برای مان انجام می دهد. هرچند که ممکن است از عواقب ان در عذاب باشیم اما معمولا این مسئله خیلی قابل توجه نیست. ما در نهایت یک هزینه دیرکرد و یا یک مبلغ اضافه تر برای کرایه مان، به خاطر عدم پرداخت به موقع می پردازیم….
ما در دنیایی با انتخاب های زیاد ندگی می کنیم. هنگامی که مالیات های مان را به موقع پرداخت نمی کنیم، اداره مالیات به ما فرصت تمدید می دهد. اگر فرصتی را از دست بدهیم، غالبا می توانیم فرصت دیگری پیدا کنیم. ما هشدارهایی پیش از موعد مقرر دریافت می کنیم. وقتی زمان یا شارژ باتری مان تمام می شود، هشدار دریافت می کنیم یا علائم هشدار روی تلفن همراه مان ظاهر می شود.
در بیشتر کارهای روزمره می توانیم تاحدودی تاخیر و وقت کشی کنیم، یا حتی آنها بخوابیم. دنیای مدرن ما مملو از فرصت هایی برای اهمال کاری کردن است..
ادامه دارد…