روانشناسی بخشش
برای اینکه بتوانید ببخشید بایستی مراحل زیر را به کار ببندید:
۱-خود را آماده کنید: اولین قدم این است که واقعا تمایل به این کار در شما ایجاد شده باشد.برای این که به این نقطه برسید، خشم و ناراحتی خود را با فرد یا دوست مورد اعتماد در میان بگذارید و به این بیندیشید که تنها راه رهایی از این ناراحتی و حس آزاردهنده، بخشش است.بخشش حکم درآوردن خار یا تیر به پا رفته است که وقتی خارج شد، دیگر با هر بار فشار بر محل آن (یادآوری) دیگر احساس درد و ناراحتی نخواهید کرد.
۲-مسئله را ارزیابی بهتری کنید: بار دیگر به طور غیر مغرضانه علت، ریشه و شرایط رفتار فرد را ارزیابی کنید.سطح تحصیلات، آگاهی، فرهنگ خانوادگی و شرایط دوران کودکی فرد را نیز در نظر بگیرید (گاهی در این مرحله ممکن است به جای حس خشم، برای او دلسوزی و احساس همدردی کنید.)
۳-خود را جای فرد قرار دهید: آیا شما هیچ موقع موجب ناراحتی و آسیب کسی نشده اید؟ از خودتان صادقانه بپرسید اگر شما در موقعیت فرد قرار می گرفتید آیا امکان سر زدن چنین رفتاری را از خودتان داشتید و اگر چنین چیزی از شما سر می زد و پشیمان و متاسف می شدید چه انتظاری از طرف مقابلتان می داشتید؟
۴- نقش و سهم خود را مشخص کنید: منصفانه نقش و مسئولیت خودتان را در بروز مسئله و صدمه وارده ارزیابی کنید.در اکثر موارد روابط دو طرفه است و هر دو طرف سهم در ایجاد مشکل و ناراحتی دارند.
۵-چرایی خشم و ناراحتی خود را مجددا ارزیابی کنید: آیا صدمه و آزار وارده بر شما واقعا آنقدر که احساس می کنید آزاردهنده و مهم است و چرا؟ چرا مثلا رها کردن شما توسط پدرتان بسیار آزاردهنده تر از رها شدن شما توسط مادرتان است (و بالعکس)؟ چرا در حالیکه ریئس تان با کلام و رفتار خودش شما را بارها مورد سرزنش قرار می داد و حس بی کفایتی به شما دست می داد چندان ناراحت و خشمگین نشدید ولی همین رفتار از طرف همسرتان موجب بروز نفرت نسبت به او شده است؟و …بسیاری از این حساسیت ها ریشه در صدمات کودکی دارد که بایستی اصلاح شوند.
۶-یک بار دیگر ارزش ها، معیارها و باورهای خود را بازنگری کنید:چرا فلان چیز برایتان آنقدر ارزشمند هست و …باید های ذهنی خودتان را اصلاح کنید (او نباید به من بی اعتنایی می کرد)
۷-خود را از دوران کودکی برهانید (پدر و مادرتان را ببخشید): متاسفانه به دلیل ناآگاهی والدین، کمتر افرادی هستند که در دوران کودکی صدمات جدی روحی و روانی و شخصیتی ندیده باشند.چرا؟ زیرا ستون و پایه های سیستم احساسی عاطفی، ادراکی و شخصیتی ما در ۲ تا ۳ سال اول تولد ( و ۸۰ درصد آن تا ۸ سالگی ) شکل می گیرد. از طرف دیگر سیستم مغزی ما به نحوی است که اکثر خاطرات دوران کودکی را به ضمیر ناخودآگاه منتقل می کند و شخص از آن خبر ندارد ولی هر گاه موضوع و مسئله ای رخ دهد که به نحوی با آن خاطره نهفته نزدیکی داشته باشد ،ناگهان آن خاطره و حافظه پنهان بیدار شده و سیستم عاطفی احساسی فرد را شدیدا تحت تاثیر قرار می دهد و شخص را شدیدا ناراحت و منقلب می کند.انگار که دوباره همان احساس و خاطره بد دوران کودکی تجربه شود.به همین دلیل در فرد مورد مثال، گفتار و رفتار دوست یا عزیزی که بوی بی کفایتی فرد را بدهد موجب خشم و ناراحتی شدید او می شود.می توان با درمانهای تجسم سازی هدایت شده اکثر صدمات دوران کودکی را التیام داد و از تاثیر آن در زندگی حال و روابطمان جلوگیری کرد.
منبع: <بخشش، چگونه سم و زهر حوادث و خاطرات بد گذشته را خنثی کنیم؟>
انتشارات ما و شما
با ما همراه باشید.
مرکز مشاوره دانش ۳۳۳۵۴۳۴۸-۰۴۱