برخورد با عصبانیت نوجوان نوجوانی سنی است که همه بچه ها از والدینشان جدا می شوند و مستقل تر عمل می کنند. آنها آماده می شوند وارد دنیایی غیر از خانواده شوند. این واقعا فرایندی طبیعی است. جدایی و استقلال طلبی اغلب از طریق پرخاشگری، کلامی و گاهی فیزیکی، به دست می آید(وقتی از والدین دلیل عصبانیت فرزندشان پرسیده می شود یک صدا می گویند مجموعه کارها یا حرف هایی که من انجام میدهم و می گویم او را عصبانی می کند). اگر این را یادتان باشد و بتوانید مشکلات رفتاری و جر و بحث های با فرزندتان را در این بافت ببینید، از کشمکش های زیاد، و اینکه فکر کنید او یک بچه بد است، دلسرد نمی شوید. همچنین آگاه باشید که،
چند راه برای حفاظت از کودکانتان در برابر سوءاستفاده جنسی کاترین سیفرت مترجم: عاطفه محمدصادق امروزه که ما از مسائل اجتماعی آگاه تریم نیاز داریم در مورد حفاظت از کودکانمان چیزهای بیشتری یاد بگیریم 1 کودکانتان را تشویق کنید در مورد روزشان صحبت کنند.انتظار نمی رود که بچه ها خودشان از قبل بدانند که می توانند نه بگویند و از یک بزرگسال دور شوند. با صحبت های منظم در مورد اتفاقات روز، بین خودتان و کودک اعتماد ایجاد کنید. طوری در آنها احساس راحتی ایجاد کنید که بتوانند در مورد هر موضوعی صحبت کنند. سپس اگر حرفی از رفتارهای غیرعادی شنیدید وظیفه شماست که اقدام کنید. 2 در مورد سوءاستفاده های جنسی مطلب بخوانید و اطلاعات داشته باشید. آیا می دانید از هر 6 دختر
غلبه بر اهمال کاری( انواع اهمال کاری) هفت نوع اهمال کار وجود دارد. که هر کدام از آنها برای رها کردن کارها دلایل خاص خود را دارند. 1- ویژگی های مشترک: که در انواع اهمال کاران مشترک است. 2- نوع اجتنابی: افراد اجتنابی با به تاخیر انداختن کارها تا حداکثر زمان ممکن، با استرس و موضوعات ناخوشایند مقابله می کنند. 3- نوع بی نظم: افراد این گروه مدت زمان انجام کارها را کم برآورد کرده و مدت زمانی را در اختیار دارند،بیش برآورد می کنند.آنها در مواقعی که باید کارهای زیادی را انجام دهند در اولویت بندی شان مشکل دارند. 4- نوع خود-ناباور: انها در شروع کردن کارها مشکل دارند، زیرا به توانایی های خود اعتماد نمی کنند. فکر می کنند که اشتباه خواهند کرد.
درمان اهمال کاری (بخش دوم) اهمال کاری حالتی تغییر یافته از واقعیت می باشد. جایگاه خوشحالی ماست. به ما موقتا اجازه می دهد تا باور کنیم هیچ کاری نداریم. برای مدت کوتاهی آنچنان فهرست کارهای مان را از ذهن مان دور می کند که فکر می کنیم اصلا این فهرست وجود ندارد. باعث می شود احساس کنیم که شایسته استراحت، آرامش و سهل گیری هستیم. باعث می شود شجاعانه تر بتوانیم منفعل بودن، رخوت، تعلل و کناره گیری خود را توجیه کنیم. اهمال کاری یک مانع بر سر مسیر زندگی تان هست. پیشرفت تان را کند کرده و گاهی به طور کلی شما را از مسیر زندگی تان خارج می کند. اهمال کاری یک داروی مسکن است. به شما اجازه می دهد که کمی
چرا اهمال کاری می کنیم؟ احتمالا مدت ها است که در برخی از مسائل اهمال کاری کرده، از اتکای صرف به خودتان برای تغییر خسته شده و خیلی هم در این کار موفق نبوده اید. اگر شبیه بیشتر افراد اهمال کار باشید ، ممکن است به خودتان قول داده باشید که دفعه بعد که با تکلیفی مواجه می شوید ، تا دقیقه آخر منتظر نمی نشینید که کارتان را انجام دهید. در واقع، احتمالا بیش از یک بار با خود این توافق را کرده و در پایبندی به آن با مشکل مواجه شده اید. این مطلب برای افرادی است که: نمی دانند چرا اهمال کاری می کنند. در مورد این کار احساس بدی دارند. آرزو می کنند که این کار را انجام
رهايي از افكار وسواسي دارو درماني و اختلال وسواسي - اجباري اگر دوست داشته باشيد براي درمان وسواس ها و اجبارهايتان دارو مصرف كنيد بايد با روانپزشك صاحب صلاحيت مشورت كنيد. روش آموزشي ما با دارو درماني مشكلي ندارد. اكثر افرادي كه روند درمانرا زير نظر ما پشت سر گذاشته اند، دارو نيز دريافت كرده اند.قرص يا داروي شفابخشي براي درمان اختلال وسواسي-اجباري وجود ندارد،اما دارو درماني مي تواند در كاهش فراواني وسواس ها و آشفتگي ناشي از آنها، موثر واقع شود. به نظر مي رسد دارو درماني مي تواند فعاليتهاي نابهنجار بخشي از مغز را كه در بازداري رفتار نقش دارد ، بهبود بخشد. همچنين دارودرماني مي تواند بخش هايي از عملكرد مغز را اصلاح كند تا افراد درگير رفتار خاصي
ترتیب تولد و شخصیت - تک فرزندان نقاط مثبت: این افراد همان ها هستند که دنیا را متحول می کنند. افرادی تکلیف-گرا، مرتب و منظم، با وجدان و وظیفه شناس، و بسیار قابل اطمینان می باشند. آنها عاشق واقعیت، افکار و اندیشه ها، و جزئیات هستند. و از قبول مسئولیت های مختلف واهمه ای ندارند. نقاط منفی: یکی از خصیصه های منفی این افراد سرسختی و خشونت شدید آنهاست. کمی کینه ای و پرتوقع هستند و معمولاً از قبول اشتباهاتشان سر باز میزنند. به هیچ وجه انتقادپذیر نیستند. در برابر دیگران افرادی بسیار حساس و نفوذ پذیرند که احساساتشان خیلی زود جریحه دار می شود. - فرزندان اول خانواده نقاط مثبت: آنها ذاتاً فرمانده به دنیا آمده اند. احتمالاً رئیس جمهورها، فضانوردان و مدیرعاملین همه
تعریف پرخاشگری پرخاشگری طبق تعریف رفتار زورمندانه معطوف به هدف است که به صورت کلامی یا غیر کلامی ابراز می شود . پرخاشگری را در زمینه های مختلف رفتاری کودکان می توان ملاحظه نمود . در روابط بین فردی و چگونگی تعامل آن با والدین و دیگران ، در بازی ها در ارتباط با همسالان و... . از دیدگاه رفتار شناسی پرخاشگری عمدتا نوعی رفتار اجتماعی آموخته شده است ؛ یعنی رفتاری که مثل سایر فعالیت ها فرا گرفته شده و حفظ می شود . کودک پرخاشگری را شبیه سایر انواع رفتارهای اجتماعی از طریق تجربیات گذشته خود یا مشاهده دیگران فرا می گیرد . در ضمن به تجربه کودکان یاد می گیرند که در برابر چه اشخاصی یا چه رفتار
اختلال دوقطبی (یا شیدایی_ افسردگی): نوعی اختلال خلقی و یک بیماری روانی است. افراد مبتلا به این بیماری دچار تغییرات شدید خلق می شوند. اختلال دو قطبی به صورت معمول در آخر دوره نوجوانی یا اوائل دوره بزرگسالی تظاهر پیدا میکند. این بیماری انواع مختلفی دارد که مهمترین انواع آن اختلال دو قطبی نوع یک و اختلال دو قطبی نوع دو است. تفاوت این دو اختلال در وجود دوره شیدایی است؛ که در نوع یک این حالت اتفاق میافتد ولی در نوع دو فرم خفیف تری از آن که نیمه شیدایی است، بروز میکند. شروع بیماری معمولا با دورهای از افسردگی میباشد و پس از یک یا چند دوره از افسردگی ، دوره شیدایی بارز میشود. در تعداد کمتری از بیماران
"سرطان خاموش" یا به نوعی همان" افسردگی یا سرماخوردگی روانی"یکی از شایع ترین بیماری های روان پزشکی است. خانواده و دوستان به افسردگی خود بیمار واکنش های متفاوتی نشان می دهند، مسلم است که همه دلسوزانه می خواهند به بهبودی فرد افسرده کمک کنند ولی متاسفانه در بسیاری از موارد به علت عدم آگاهی کافی، کمک های دلسوزانه انها به تشدید بیماری دامن می زند. برخی از اطرافیان با سرزنش یا نصیحت های مختلف از قبیل: به خودت بیا، تو باید قوی باشی، مشکل نداری، به خودت تلقین نکن،دارو لازم نداری، از این حالات و کسلی هات خسته شدیم سعی در ایجاد انگیزه و حرکت در فرد بیمار دارند. کتاب خداحافظی با افسردگی به ما می آموزد : چگونه افکار منفی را ۳
درماندگي آموخته شده چیست؟ درماندگی آموخته شده وضعيتی است كه در آن فرد احساس ناتوانی میکند، فکر میکند كه در مورد يا مواردی از زندگی، کاری از دستش بر نمیآید و تلاشش در نتیجهی کار تأثیری ندارد. بنابراین ناامید شده و تلاشی نمیكند. برای مثال شخصي كه برای حل کردن مشکل درماندگي آموخته شده اش تلاش میکند، اما پس از آنکه چند بار نتواند مشكلش را حل كند، مايوس شده و فرض را بر اين میگذارد که مشكل غير قابل حل است و ديگر تلاشی برای حل آن نمیكند. در صورتی که شاید راه حلی که انتخاب کرده بود مناسب نبوده است و به روشی ديگر، بتواند آن را به آسانی حل كند. با تغييرباورها و گفتگوی_ذهنی میتوانيم به درماندگی آموخته شده غلبه کنيم. فرد